|
انجمن ادبی منگه تاب چابکسر می تراود مهتاب . . .
| ||
|
سرودن هـا نمــای تازه ای بـود از این جا در زدن با پای خستـه هوای پرگشودن ازهوس نیست تلاش بی ثمـر بر گل نشستــه غـزال تنـد و تیـزم چندمیـن بار به امیـد رسیـدن پـا بـه پـا کرد که شاید صید گردد از کمانش ولی صیــاد در تیرش خطا کرد میان های و هوی کوچه تنها صــدای گـام های بینـــوا بـود که با بغض فروخورده،نه چندان به این نامردمــی ها آشنـا بود شکستن ها گهی زیباگهی زشت گهی هم بی صـدا و نا معیــن بلـــور چینی عمــر مــرا بیـــن به آهنــــگ رفــاقت شد مزین نبستــم درب امیــد زمــان را ولـــی نــا بــاورانــه نا امیــدم ندیده هیچ کس درصفحه ی دل چه نقشی از زمانه می کشیدم آمنه نقی پور [ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 13:54 ] [ منگه تاب ]
در پست قبلی دوستی برای چابکسر اینگونه نوشتند: بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم و آن طرح بهشتی را که از کوه است و از دریا به روی شهرمان یعنی همین چابکسر اندازیم و ادامه آن از رها : به جاي رفتن شيــراز و كيش و قشم واستهبان كچك چوو : چوب دستی چوپان ديسر : سر قابلمه خوشحال می شویم دوستان بر این اشعار جواب و یا ادامه دهند. [ یکشنبه 6 فروردین1391 ] [ 17:44 ] [ منگه تاب ]
منیره مقدم زاده ( پونه ) [ جمعه 26 اسفند1390 ] [ 18:22 ] [ منگه تاب ]
هو الجمیل
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم و آن طرح بهشتی را که از کوه است و از دریا به روی شهرمان یعنی همین چابکسر اندازیم
پیشاپیش نوروزتان خجسته باد [ دوشنبه 22 اسفند1390 ] [ 17:30 ] [ منگه تاب ]
نامردمی که بر دل من چنگ می زنید
هی دم ز عشق ساده و یکرنگ می زنید
هرگز نچیده ام ز شما خوشه ای ز مهر
دیگر چرا به آینه ام سنگ می زنید ؟
گویی همه محصل ابلیس بوده اید
کاینگونه ضربه های هماهنگ می زنید
ای ننگ بر ریا و به تزویر و زهدتان
جغدید و ناله های شباهنگ می زنید
از بین واژه های شر و آز و حق، یقین
با آخرین دو حرف در جنگ می زنید
پنداشتید می شوم از راه حق جدا
با آنکه هر زمان یکی نیرنگ می زنید؟
نه نه جدا نمی شود از راستی«رها »
تر دامنان به دامن خود ننگ می زنید احمدزاده «رها»
[ یکشنبه 7 اسفند1390 ] [ 14:18 ] [ منگه تاب ]
حمل می کنم تا سپیده مسعود تقی پور کندسر [ سه شنبه 2 اسفند1390 ] [ 15:59 ] [ منگه تاب ]
بررسی و نقد رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو
مکان: چابکسر- کتابخانه امام علی (ع) زمان: سه شنبه - ۱۸ بهمن ۱۳۹۰- ساعت ۱۶ عصر
[ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 17:52 ] [ منگه تاب ]
این بار مرگ با قدم هام پیرتر می شود * به دیدنم نیا من چشم هام را گم کرده ام ۱۳/۱۰/۹۰ ستاره قربان پور
[ پنجشنبه 6 بهمن1390 ] [ 11:43 ] [ منگه تاب ]
پاکنت را بردار سنگها را پاک کن ریز علی دیگر لباسی ندارد *************** ایستاده ام در ابتدا غریبگی می کند دور دست جاده مرا می فهمد ************** باد ویاد تو با هم آمدند باد خانه ام تکاند اشک من چکید یاد بر دلم نشست تا ابد وزید زهرا فدایی [ شنبه 10 دی1390 ] [ 17:37 ] [ منگه تاب ]
تو نیکی میکنی در یادگاراست معاد و آخرت از شاهکار است خدا را شکر می کن تا در این ره روی محکم که این ره آشکار است * * * خداوندا گنه کارم ببخشای میان معصیت خوارم ببخشای نمودم پیروی از خواهش نفس به نزد تو ستمکارم ببخشای لطیف رهنما [ سه شنبه 11 مرداد1390 ] [ 16:56 ] [ منگه تاب ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||